المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٩٢ - مقاله مصنف در شرح تسهيل
مىگردد.
مقاله مصنّف در شرح تسهيل
مصنّف در شرح تسهيل آورده:
مبنى شدن « غير » برحركت بخاطر اينست كه اسم بوده و اصل در اسماء اعراب مىباشد لذا حال كه قرار شده مبنى گردد بجهت رعايت اصلش مىبايد آنرا برحركت مبنى نمود و اساسا اگر رعايت اصلش لازم نمىبود مىبايست بناء از آن جدا نشود و هميشه مبنى استعمال گردد.
و امّا اينكه حركت را ضمّه اختيار كردهاند جهتش آنست كه اعراب با بناء مشتبه نشود چه آنكه اگر بناء برغير ضمّه باشد معلوم نيست كه آيا لفظ « غير » مبنى بوده و يا معرب مىباشد.
سپس شارح گويد:
اينكه مصنّف گفت: ان عدمت الخ يعنى مضاف اليه در كلام معدوم باشد، قيدى است كه بواسطهاش از موردى كه مضاف اليه غير در كلام آمده احتراز حاصل ميشود كما اينكه از صورتى كه مضاف اليه معدوم بوده و در نيّت نيز نمىباشد احتراز گرديده.
وجه احتراز آنست كه « غير » در ايندو صورت اخير معرب است بخلاف فرض اوّل كه مبنى ميباشد.
سپس شارح گويد:
عنقريب مصنّف باينحالت كه غير در آن معرب است تصريح خواهد نمود.
و همچنين اگر لفظ مضاف اليه « غير » در نيّت بوده نه معنايش، « غير » معرب مىباشد چنانچه مصنّف در شرح كافيه اين نكته را گفته است:
پس از آن شارح گويد:
و باين قيدى كه من آورده و گفتم: اگر معناى مضاف اليه محذوف در نيّت باشد غير معرب است اينفرض كه لفظ مضاف اليه در نيّت گرفته شود خارج مىگردد.
قوله: ما له اضيف: ضمير در « له » به « ما » راجع بوده و كلمه « لام » بمعناى « الى » مىباشد و ضمير نائب فاعلى در « اضيف » به غير برمىگردد.
قوله: و هو عدم الاستقلال الخ: ضمير « هو » به المعارض راجع است.
قوله: و هى نظيرة اىّ: ضمير « هى » به غير عود مىكند.